تبليغاتX
چرخ به چرخ(1)
امروز جهانگردی با دوچرخه فقط برای صلح((today around the world just for PEACE))
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

نمردیم پای  جناب آقای دکتر احمدی نژاد هم به ابرکوه باز شد و در مورد برنامه های دولت بنا بر توان یک مرکز گردشگری و فرهنگی به دوری دور احداث خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

باز سلام دوچرخه

ما که بار سفر رو بستیم منتظریم بختمون باز بشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

((سراب..سرعت.. سایه ..سربالایی..سرپایینی.سنگ..سیاهی))

جاده موجور آباد

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

هتمن باید اشطباح بنویثم کامنط بزارین؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

سلام به همه ی دوستان.از خوندن نوشته های ذهره خانوم تاثیری بر من داشت.میخوام به دوستام اقای سعیدی/سنایی/ادریسی/یوسفی/تاجران/صادقی/هنردان/و ذهره خانوم تشکر کنم که همدیگر رو تا به حال در همه موارد یاری کردیم . درسته که تا به حال نشده همگی به درستی یکدیگر رو ببینیم.ولی من این حس رو دارم که دلهایمان همیشه با هم هست من از 3 سال پیش که قصد جهانگردی با دوچرخه رو با خانوم ایندم کردم هنوز سخت در تلاشم.همیشه کمک میگیرم از شما بزرگان.خوشحالم میکنین /فکر کنم کم سن ترین عضو گروه خودمون من حقیر باشم که متولد 1368 هستم باشم.درسته؟ مشکلی نیست صبر و پایداری جواب میده همیشه.نا امید که نیستم نتونستیم همدیگر رو ببینیم ولی حس کردیم با همین 200/400 کیلومترهایی که رکاب میزنم احساس آرامش میکنم.دوست دارم با همسر آیندم مسیر دوستانم مارخ و استیفنی که اهل اتریش هستن رو با شهار مردم شناسی و جلوگیری از پایمال شدن حق مردم سفرم رو به دور کره ی خاکی زمین رکاب بزنیم.راستی یک کار استخدامی واسم جور شد که جزو نظام بشم 30 سال خدمت کنم ولی در حین خدمت به هیچ وجه نمیتونم از مرز ایران خارج بشم وقتی که از لباس هم بیرون بیام 50 سالم میشه.نمیدونم چه کار کنم.راهمنایی کینین اگر هم کار بهتری سراق دارین خبر کنین.این رو هم بگم داداشم میگه اگر زن گرفتی اول باید 4نفری با خانومهامون بریم ایرانگردی.خوشحالک که پدرم هم دووست د اره قبل از این تابستونبا دوچرخه بره مشهد.واین که در آخر از این خوشحالم کل خانواده ام ورزش دوست وطبیعت د وستند .امیدوارم همه اینطور باشن.خدا نگهدار.
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   | 

خیلی وقته که بخت سفر به روی من بسته شده.نمیدونم چرا.ولی ان شا الله میرم.همین که دوستام سفر میکنن خوبه انکار که من سفر کردم.اصلا مهم نیست زندگی با ورزش مهم.خوشحالم دوستانم آقایان سعیدی/سنایی/ادریسی/یوسفی/تاجران/صادقی/هنردان/و ....................... دوستان دیگر تو جاده رکاب میزنن. وقت تنگ است عزیزان فعلا بای.
+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط حسین اکبرزاده   |