رفتم تا مرز باشماق کردستان دیدم کسی نیست برگشتم.......................
هنوزم دست و بالم در بند سربازی بسته هست.رها شدم مینویسم........
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط حسین اکبرزاده
|
دوستان بجای ما........................
خودتون آشنا بشین من وقت ندارم....http://www.3greencyclists.com
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت 7:32 بعد از ظهر توسط حسین اکبرزاده
|
world .......ایران......یزد......ابرکوه....من حسین اکبرزاده متولد9/3/1368 جونم فقط دوچرخه هست.زندگیم زیر لاستیکای دوچرخه ام میگذره. یکی از آرزوهای دنیوی من جهانگردی با دوچرخه هست.